پایان
ادامه پست قبلی ......
مدتی گذشت تا بدان جا که خیانتهای من برای فرشته کوچولو رو شد ـ
میدونید اینقدر براش سخت و غیر قابل باور بود که فقط خدا میتونه بفهمه چی کشیده بود تو
اون زمان وقتی خیلی از برنامه های من براش رو شد 
تو زمانی که روز و شب به من فکر میکرد تو زمانی که از من دور بود و برای چند دقیقه حرف زدن
باهام به هزار یک کار دست میزد من با یه دختر دیگه بودم و تو فکر دیگری بودم .
میدونم من اونقدر ...........
نمیدونم به خودم باید چی بگم و چه جوری خودم رو قصاص کنم برای روزهایی که اونقدر ساده
و بی تفاوت .....
آری .
اون فهمید که دامونش . عشقش بهش خیانت کرده بود اما اعتراضی نکرد و باز هم سکوت کرد و
گفت : دامون چون دوستت دارم آزادی که هر جوری دست داری تصمیم بگیری و عمل کنی .
بذارید این نکته رو هم بگم چون من اهل تعارف و دوزو کلک نیستم هیچ وقت .
من قبل از همه این برنامه ها بهش گفته بودم که دامون آدمی نیست که خودش رو متعهد به
دختری بدونه و برای انجام هر کاری به دوست دخترش بخواد گزارش بده ..
من گفته بودم که میخوام آزاد باشم و هر طور که دوست دارم تصمیم بگیرم و عمل کنم و او هم
پذیرفت .
نمیدونم چرا به اون سادگی پذیرفت اما به گفته خودش میترسید اگر اعتراض کنه من رو از دست بده .
حرفش رو قبول دارم چه بسا که همین طور هم میشد .
اما یکبار مردن بهتر از یک عمر با خفت و خاری زندگی کردن است .
نمیخوام بگم که او با این کار تن به خفت داده بود .
نه .
قصد من این نیست .
منظور من اینست که بعضی اوقات انسان باید برای تسکین دلش هم که شده دل رو به دریا بزنه
و بجنگه با سیاهی ها نه اینکه بترسه از نتیجه کار .
گذشت و گذشت تا بدان جا رسیدیم که دامون تمام محبت ها و خوبیهای فرشته کوچولو رو
نادیده میگرفت یا بی اهمیت از کنارشون رد میشد یا اینکه حس میکرد و میفهمید اما هیچی به
روی خودش نمیاورد ( که این آخری درسته ) آیا شما اگه جای اون دختر بودید و بعد از ۲ سال
خدمت . ۲ سال از خودگذشتگی . ۲ سال صبر و تحمل . ۲ سال تحمل همه فشار های عصبی .
۲ سال جنگ و جدال با خودتون و با خداتون خسته نمی شدید ؟ و راهتون رو با دیگری آغاز
نمیکردید ؟
اما او این کار رو نکرد و توی حتا جهنمی ترین ثانیه ها خم به ابرو نیاورد و باز هم با دلش گفت :
دامون دوستت دارم . دامون تو تنها رویای زنده زندگی من هستی !
کاش لیاقت اون همه محبت رو داشتی دامون . کاش زودتر از اینها پی میبردی که بالهای نازک و
قشنگ این فرشته رو زخمی کردی و به فکر مرهمی میبودی برای درمان اون زخمها .
اما توی احمق هیچ وقت نخواستی بفهمی که دختری به مظلومیت او چقدر توی این دو سال
خورد شد و تو این کار رو با او کردی ( چقدر دیر ما آدما به خودمون میایم . چقدر دیر میفهمیم که
چه کردیم با خود و دیگری )
به قول سیاوش با نوک خنجر رو درخت زنده باد درخت نوشتیم 
میدونید اینقدر این داستان تلخ و طولانیست که به قول خودم و خودش میشه از این ۲ سال یه
فیلم نامه نوشت که اشک هر کسی رو دربیاره حتا بی دل ترینها .
شما هیچ نمیدانید فقط چنتا مورد کوچولو رو براتون غیر مستقیم باز کردم اونم نه برای شما برای
دل صاب مرده خودم تا شاید اینجوری آروم تر بشم .
من میخوام بهتون بگم اگه میخواین خیانت نبینین خیانت نکنید .
قدر با هم بودن ها رو بدونید .
میدونم از ۱۰۰۰ دختر یکیش میشه مثل عشق من . اما بیاییم به محبت و عشق
احترام بگذاریم و دل معصومی را بی پناه و آزرده نکنیم .

بازم سلام .
فرشته قشنگ من رفتش لا لا کنه تا کتاب مطالعه کنه 
داشتم تعریف میکردم که چند سال پیش باهاش آشنا شدم توی نت
قصدم این نیست که خاطره تعریف کنم براتون چون خاطره های من و عشقم به کسی ربطی
نداره و میخوام همینجوری اورجینال برا خودمو خودش بمونه تا همیشه ..
اما خوب چکیده ای رو براتون میگم که بعدش بتونم هدفم رو از آغاز این پست به نتیجه برسونم .
وقتی با هم آشنا شدیم من هیچ فکر خاصی نسبت به آینده این آشنایی نداشتم و اصلا
نمیدونستم یا بعید میدونستم که اون دامون با اون طرز فکر بخواد به جایی که الان هست برسه
چند وقتی گذشت از دوستی من و عشقم .
بعداز مدتی واقعا احساس کردم و ایمان آوردم که از من هیچی رو دریغ نمیکنه از هیچ لحاظ از
اونجایی که من تجربه های پیشین زیاد داشتم توی دوستی با دختر بعضی مسائل برام تازگی
نداشت توی این رابطه اما بعضی هاش هم تازگی داشت هم برام عجیب و جالب بود و اون
بعضی ها که اساسی ترین ه هم به حساب میومدن صبر و گذشت و طاقت فرشته کوچولوی
من بود ..
باور کنین توی این دو سال و نیم که از این رابطه قشنگ میگذره حتا یکبار هم به یاد ندارم که
صداش رو برام بالا برده باشه . حتا یکبار هم به یاد ندارم که اعتراضی به کارهای خطای من کرده
بوده باشه . حتا یکبار هم کوچیکترین حرکتی رو انجام نداد که باعث ناراحتی من شده باشه و از
همه مهمتر خودگذشتگیش بود که من تا یه حال تجربه نکرده بودم تو اون شرایط و با اون
موقعیتی که من داشتم .
ببینید بعضی ها یعنی بعضی از دختر خانوم ها ممکنه رو حساب موقعیتهای خوبی که برای
ازدواج پیدا میکنن خیلی کارا انجام بدن برای مثال فرضا دختری با یه پسر خیلی پولدار آشنا
میشه و بعداز مدتی رو حساب موقعیت مالیه آقا پسر تصمیم میگیره که یه حرکاتی انجام بده
برای اینکه بتونه خودش رو تو موقعیت اون پسر قرار بده یا به عبارت دیگه از موقعیت پیش اومده
بتونه بهره برداری کنه اونجوری که دلش میخواد و همین دلیل باعث میشه خیلی از کار ها رو
برای اون پسر انجام بده ..
اما فرشته کوچولوی قشنگ من بدون هیچ چشمداشتی به من بدون هیچ توقع و انتظاری از من
همه جوره باهام بود و نذاشت که احساس خلا بکنم ...
اینا شعار نیست .
باور کنین درسته ۲ سال از دوستی ما میگذره اما تو این ۲ سال دوستی ما یا بهتر بگم خانوم من
اینقدر به من نزدیک بود و اینقدر به من محبت کرد که شاید زن و شوهر ها هم اینجوری هوای
همدیگر و نداشته باشن .
اما این وسط یه اشکالی وجود داشت و اون اشکال رو من به وجود آورده بودم و اون هم شیطنت
های من بود که باعث میشد خیلی از ارزش ها و باورها بره زیره سئوال !!
خوب اون موقع من باید از خودم میپرسیدم واقعا دنبال چی هستم ؟
چرا به کسی که همه جوره برام گذاشته و همه جوره یارم بوده پشت میکردم یا به عبارتی
خیانت میکردم به اون عشق و دوستی ؟
این تنها مشکل من نبود این مشکلیه که همه هم سن و سالهای من باهاش درگیرن !
چرا فکر میکنیم توی هر دوستی و توی هر رابطه نزدیک و پر از محبت حتما باید بعضی وقتا
خیانت هم وجود داشته باشه ؟
خوب من اون موقع خیلی چیزا شاید برام مهم نبود یا اصلا بهش فکر نمیکردم . به خاطر همین
فکر نکردن و بی تفاوتی بود که خیلی از مشکلات بعدها هم برای من هم برای کسی که تو
زندگیم حضور داشت به وجود اومد ..
( ادامه دارد )
فرشته کوچولو
باز هم سلام .
چندین سال بود که اصلا به فکر نوشتن وبلاگ نبودم چون حرفی برای گفتن نداشتم .
اما حالا حرف زیاد دارم تو دلم برای گفتن . خیلی از حرفا و دردا گفتن نداره چون کسی نمیتونه
درکش کنه اما خیلی دیگه از مصائب قابل گفتن هست .
یادم میاد یه زمانی عشق آدمیزاد به آدمیزاد رو قبول نداشتم .
میگفتم اینا همش هوسه .
از سن ۱۷ یا ۱۸ سالگی اعتقادم بر این بود که ازدواج نه !
اینا تفکرات من بود تا به امروز که خودم نشستم و از خودم میپرسم آیا واقعا تو همون دامونی ؟
خلاصه گذشت و گذشت تا با یه فرشته کوچولو آشنا شدم توی نت .
این فرشته قشنگ که الان تو دل من خونه کرده و تمام وجود من رو از خود کرده به سادگی به
جایی که الان هست نرسید .
( فرشته کوچولوی قشنگ من آنلاین شد . بقیه مطلب رو بعدا براتون میگم ) بای
عشق
آری .
انسان جایز الخطاست .
انسان تمام صفات خوب و بد رو تو خودش داره .
انسان با آرزوهاش زندگی میکنه و با آرزوهاش چشم از دنیا میبنده .
انسان گاهی اوقات عاشق میشه .
عاشق شدن مقوله ایست که گاه آسان و بی درد سر است ولی آیا عاشق ماندن کاره هر کسیست ؟
عشق به معنای واقعی در وجود انسان به مانند گهریست که آفریدگار به ودیعه به
انسان بخشید ولی آیا این انسان فانی هیچ گاه خواست و توانست که قدر این گوهر
تابناک را نگه دارد ؟
آیا انسان توانست به باور ها و ارزش های این راز پایبند و متعهد بماند ؟
آیا توانستیم به این دریای پر محبت و پر از رمز و راز وفادار بمانیم ؟
همه ما روزی از دنیا خواهیم رفت
همه ما روزی به یاد گذشته هایمان چند قطره
ای اشک خواهیم ریخت 
همه ما به یاد روزهایی که از دست دادیم خواهیم گریست و هی هات بر حال آنانکه
بد کردند و به عشق خیانت کردند 
روزهای سردی در انتظارمان است . شبهای سردی در انتظارمان است و هی هات بر
آنانکه تنها تر از همیشه زیره لکه ای از ننگ خیانت باید این شبهای سرد رو بدون یاور
پشت سر بگذارند و برای مردن ثانیه ها را با آه و نفرین بر خود حرام بدانند .
عشق مقدس است .
یا نگویید عاشقید یا اگر شهامت گفتن این واژه نورانی و مقدس را پیدا کردید هیچ گاه
خیانت نکنید ( نه به خود نه به باورتان )
انسانی که باورها و ارزش های خود ساحته خویش را زیره پا له کند دیگر وجودی
نخواهد داشت ـ
دیگر نمیتواند مزه عشق را بچشد و آنرا حس کند 
همانطور که انسان بر طبق قانون زمین و آفرینش فقط یکبار حق به دنیا آمدن و از
دنیا رفتن را دارد عشق هم به همان صورت تنها یکبار در دل و روح آدمی شکوفه
خواهد زد و اگر آن یکبار بعد از مدتی شکوفه های دل نازکش را با بی رحمی
بسوزانیم دیگر آن عشق ............
بایئید با دروغ هایمان . با فریب کاریهایمان . با هوس رانیهایمان قداست عشق را لکه دار نکنیم 
( از دست نوشته های من )
دامون .... جمعه ۲۳ تیر ماه ۱۳۸۵
i Loved You
دل من دست بردار ديگه بسه انتظارررر
ديگه هی اسمشو تو به ياد من نيار 
اون ديگه نمياد عمرتو هدر نکن 
دل من دل من منو در به در نکننننن
دل من ديگه بسه آخه اون که ميخوای تو ديگه نمياد 
بايد بدونی که يه روزی دوباره اون اگه بياد 
اونوقت ميبينی که اونه ديگه حتا تو رو نميخواد 
دل من اينجوری آخه تنها ميمونی 
دل من غم تو واسه من خيلی تلخه 
ميدونم تنهايی آخه تنهايی سخته 
دل من اگه ما عشق و از سر نگيريم 
يه روزی منو تو هر دو تنها ميميريم 


















وبا
بيماری وبا، که 45 سال پيش برای اولين بار در ايران مشاهده شد، سابقه ای ترس آور دارد چون معمولا همراه با اپيدمی های گسترده بوده است. همچنين وبا، که اسهال آبکی و دل درد خفيف می تواند از علائم آن باشد، انواع مختلف دارد که برخی از آنها کشنده تر و خطرناک تر هستند.
خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، روز سه شنبه (هجدهم مردادماه) به نقل از رئيس اداره بيماری های منتقله از آب و مواد غذايی وزارت بهداشت، درمان و آموز پزشکی گزارش داده است که در ايران تاکنون 105 نفر به وبا مبتلا شده اند که بالاترين آمار در شهرهای قم و کرج مشاهده شده است.
تردد ساليانه ميليون ها زائر به شهر قم - که شمار قابل توجهی از آنها از کشورهای همجوار سفر می کنند - نيز باعث شده که نگرانی مسئولان وزارت بهداشت از احتمال انتقال وبا به ساير شهرهای ايران بالا بگيرد.
افرادی که فوت شده اند از شهروندان استانهای قم، کرج و همدان بوده اند.
مسئولان بهداشتی اين استانها برای پيشگيری از گسترش وبا اقداماتی را صورت داده اند از جمله به رستورانها و کبابی های کرج دستور داده شده است از فهرست غذاهای خود سبزيجات خام را حذف کنند. چون به گفته کارشناسان انتقال فرد به فرد و مصرف آب و سبزی آلوده، اصلی ترين راه های ابتلا به وبا در ايران است.
آنها همچنين هشدار می دهند که در شرايط فعلی نه فقط مصرف آب سالم ( و نوشابه های استاندارد) بلکه همچنين آگاهی عمومی و رعايت نکات بهداشتی در مبارزه و گسترش اين بيماری موثر خواهد بود.
نظرات و پرسشهای شما را با دکتر ايرج خسرونيا، رئيس جامعه پزشکان متخصص داخلی ايران، در ميان گذاشتيم که در پی می آيد:
دکتر خسرونيا در ابتدا از تجربه خود در زمينه بيماری وبا در ايران چنين گفت: "حدود چهل و سه سال پيش که اپيدمی وبا در تهران و ايران وجود داشت من در بيمارستان ها مسئول درمان وبا بودم. در سال 1358 هم که وبا و شبه وبا شيوع پيدا کرد در ايران من به عنوان مسئول بخش وبای التور، مسئوليت کلی درمان وبا را بر عهده داشتم. اکنون نيز با توجه به مسئوليتی که در جامعه پزشکان متخصص داخلی در ايران دارم از طريق همکارانم در شهرستان ها اطلاعات زيادی به دست من می رسد. همچنين در جريان برگزاری سمپوزيوم ها و کنگره ها هم اطلاعات لازم را دريافت می کنم.
چند نوع وبا داريم؟ کدام نوع خطرناک تر است؟
سحرناز سعيدی، از تهران پرسيده من نميدانم که وبا چگونه رخ ميدهد و علائم و راههای جلوگيری قبل و بعد ابتلا چيست اگر ميشود کمی در اين مورد توضيح داده و مرا راهنمائی بفرمائيد من حتی ميترسم که به خانواده خود نزديک شوم ولی از ترسم نميتونم چيزی بگم.
نوع وبا بسته به اين که در کدام کشور پاندميک است دسته بندی می شود. وبا در کشور افغانستان مشاهده می شود. در کشور پاکستان همواره به صورت پراکنده وجود داشته و در هندوستان و عراق هم شايع است.
چهل سال پيش ما خوشحال بوديم که از طريق سازمان بهداشت جهانی و وزارت بهداشت و درمان ايران از صورت اندميک درآمد و ميکرب وبا رديابی نشد. اما مدتی است که مواردی معدودی گزارش شده اند و اکنون هم به صورت پراکنده در ايران مشاهد می شود و شايع ترين جاهايی هم که وبا ديده می شود مکان هايی است که جمعيت بيشتری وجود دارد و رعايت بهداشت هم مطلوب نيست.
چه عاملی باعث بروز اين بيماری می شود؟ راه های ابتلای به وبا؟
بيشتر موارد وبا ناشی از ميکربی است به نام ويبريون (ويبريوکلرا) وبا که ميکربی خميده شکل و مقاوم است. اين ميکرب از طريق مدفوع انسانی، خوردن سبزيجات و آب و مواد غذايی آلوده به انسان های ديگر منتقل می شود. شخصی که به بيماری وبا مبتلاست هر بار که به توالت می رود، ميليون ها ميکرب از او دفع می شود. چون در ايران افراد با دست خود را تميز می کنند وقتی فرد مبتلا از توالت خارج می شود هر وسيله ای را که از آن استفاده می کند، از دستگيره در تا صابون، به ميکرب وبا آلوده می کند. صابون های جامد خود باعث انتقال بيماری هستند. چون ميکرب هايی که به صابون جامد منتقل شده اند به نفر بعدی منتقل می شوند. به همين دليل ما انتظار داريم که از طريق تبليغات به مردم در مورد رعايت بهداشت فردی و عمومی آگاهی داده شود و مثلا توصيه شود که از صابون مايع استفاده کنند.
تا چه حد مسری و سرايت آن آسان است؟
بيماری وبا بسيار آسان سرايت پيدا می کند. به ويژه اگر فرد از لحاظ جسمانی ضعيف باشد و در معرض ميکرب وبا قرار بگيرد احتمال ابتلای او زياد است. اما اکثر کسانی که بهداشت را رعايت می کنند و بدن ايمنی دارند ممکن است که ميکرب وارد بدن آنها بشود ولی به وسيله اسيدهايی که در معده ترشح می شود از بين می رود. بيشتر کسانی که از نظر دستگاه گوارشی دارای ضعف ايمنی هستند و يا داروهای آنتی اسيد برای درمان زخم عثنی عشر و يا معده مصرف می کنند، بيشتر آمادگی ابتلا به وبا را دارند.
علائم اين بيماری چيست؟
علائم وبا در ابتدا به صورت يک اسهال ساده و دل درد خفيف است. اگر شخص دير به پزشک مراجعه کند به دليل شديدتر شدن اسهال و در نتيجه کاهش آب بدن دچار خشکی بدن و پوست می شود. همزمان می تواند که تب و سردرد داشته باشد. چون مقدار زيادی الکتروليت، سديم، پتاسيم، کلسيم و مواد ضروری برای بدن از طريق مدفوع دفع می شود فرد بيمار ممکن است علائم کمبود اين مواد را از جمله سرگيجه، ضعف عمومی بدن و تپش قلب هم پيدا کند. در نهايت اگر درمان صورت نگردد می تواند به فوت بيمار بيانجامد.
راه های پيشگيری چيست؟
من توصيه می کنم که از خوردن مواد غذايی مانند سالاد و سبزيجات در مکان هايی که نمی شناسيم، خودداری کنيم. ميوه ها حتما شست و شوی کامل بشود و آن دسته را که می توان بدون پوست خورد، حتما پوست بکنيم. خربزه و هندوانه هم قبلا از مصرف بايد شسته شود. سبزيجات را حتما با پرکلرين ضدعفونی کنيم. از مايع ظرفشويی هم می توان برای شستن کامل تر ميوه ها و از بين بردن لايه چربی روی آنها استفاده کرد. آن گروهی که از آب چاه استفاده می کنند حتما بايد آن را بجوشانند. از آب مانده هم کمتر استفاده کنند چون احتمال رشد ميکرب در آب مانده بيشتر است. در راه های مسافرتی هم از نوشيدن آب معمولی و غذای رستوران ها خودداری شود. اکنون گروهی از افغان ها بدون گذرنامه وارد کشور می شوند که در منازل کار می گيرند که بايد نسبت به سلامت آنها اطمينان حاصل کرد و در صورت بيمار بودن آنها سريعا به درمانگاه ارجاع داده شوند.
راه های درمان؟
فرناز از سيرجان برای صفحه صدای شما نوشته لطفا در مورد درمان وبا و اينکه اگر کسی مبتلا باشد احتمال بهبودی کامل چقدر است توضيح بدهيد؟
راه درمان وبا بسيار آسان است. اگر در ساعت ها و روزهای اول ابتلا به پزشک مراجعه شود با آنتی بيوتيک و سرم درمانی قابل درمان است. فرد مبتلا به وبا ممکن است در همان روزهای اول ابتلا چند ليتر آب بدنش را از دست بدهد بنابراين پزشکانی که با اين بيماری آشنايی دارند سريعا دو تا رگ از بيمار می گيرند و مايع و سديم، پتاسيم لازم و همچنين آنتی بيوتيک را به بدن بيمار می رسانند.
اما متاسفانه برخی در ابتدا اقدام به خود درمانی می کنند و از داروهای گياهی استفاده می کنند که باعث تاخير در درمان می شود. من يادم است که اولين فردی که در سال 1348 در ايران در اثر ابتلا به وبا فوت کرد پزشکی از ورامين بود که اقدام به درمان خودش کرده بود و متاسفانه روش های درمانی او کافی نبود و درگذشت.
گسترش وبا در ايران و مرگ و مير ناشی از آن، چه در گذشته و چه در حال حاضر، چگونه بوده است؟
در دو دوره شيوع وبا در ايران در سالهای 1347 و 1358 که من مستقيما شاهدش بودم، آمار مرگ و مير خيلی بالاتر از حال حاضر بود. در مورد اخير خوشبختانه چون خيلی سريع موارد وبا تشخيص داده شد، وزارت بهداشت و درمان با آگهی هايی که در تمام درمانگاه ها و بيمارستانها داده، همه پزشکان را نسبت به شيوع اين بيماری آگاه کرده است که به محض مراجعه بيماری با اسهال شديد چه دستورالعملی را دنبال کند.
در حال حاضر بيشتر روستاها و شهرهای کوچک ايران به درمانگاه و پزشک مجهز هستند به شرطی که بيمار مراجعه کند. اما متاسفانه در برخی روستاهای دورافتاده بيمار دير به پزشک مراجعه می کند و باعث می شود که درمان به موقع انجام نشود و از بين برود در حالی که ماموران بهداشت هم از آن مطلع نباشند.
ترس و وحشت
رضا از قم پرسيده آيا واقعا تا اين حدخطرناک است که تمام مردم را دچار اضطراب کند؟
بالاخره در اين گونه موارد آگاهی دادن لازم و ضروری است. البته نيازی به ايجاد اضطراب نيست اما نمی توان آگاهی نداد. اکنون تمام جرايد و رسانه ها موضوع خطر وبا را به گوش غالب مردم رسانده شده است. همين دادن آگاهی باعث شده است که گسترش وبا محدود شده به ارقام دو رقمی در شهرها. وقتی ما اعلام می کنيم که يک فرد مبتلا می تواند صدها نفر را آلوده کند می بينيم که شمار افراد آلوده به وبا خيلی محدود است. در حالی که ارقام چهل پيش خيلی بالا بود.
ندا از کرمان نوشته خبر شيوع بيماری وبا در بچه ها تاثيرات منفی زيادی گذارده است و اکثر آنان دچار استرس هستند. اميدوارم اين مسئله بزودی برطرف شود.
متاسفانه بچه ها و کودکان زودتر به اين بيماری دچار می شوند و خطرات اين بيماری برايشان زيادتر است. چونکه قدرت دفاعی بدنشان کمتر است. در کشورهای که وبا به صورت آندميک است، معمولا افراد بزرگسال به دليل گرفتن اين بيماری در زمان بچگی، تقريبا در برابر وبا مقاوم هستند. ولی بچه ها به دليل ايکه ايمنی شان کمتر است بيشتر مبتلا می شوند. در بعضی خانواده ها گاهی بچه ها که اسهال می شوند، به عنوان اينکه رودل کرده و يا اينکه غذای سنگين خورده، چند ساعتی پدربزرگ و مادر بزرگ ها شروع می کنند به درمان های اوليه که در خانه وجود دارد. اين موضوع خطر را برای بچه ها بيشتر می کند .
ناصر از قاين می پرسد مسافرت بريم يا نه؟
مسافرت کردن در صورت رعايت کردن شرايط بهداشتی مشکلی ندارد. شما وقتی که داريد با ماشين خود مسافرت می کنيد و از مصرف مواد غذايی در بين راه، مصرف آب آشاميدنی آلوده خودداری می کنيد، با افراد غريبه دست نمی دهيد ئ رو بوسی نمی کنيد، به اين بيماری مبتلا نخواهيد شد. همچنين کوشش شود که از سفر به مناطق آلوده مثل اطراف قم و کرج خودداری کنيد و يا بعضی از مناطقی که در شرق ايران وجود دارد .
منابع آب آشاميدنی سالم و سيستم دفن و دفع صحيح زباله و فاضلاب
شراره از تهران پرسيده آيا می توان به آب آشاميدنی تهران اعتماد کرد؟
در هر آبی که پرکلرين مصرف شده باشد اين ميکروب از بين ميرود. در نتيجه به دليل اينکه در آب آشاميدنی تهران و تمام مناطق و شهرستان های ايران مرتبا پر کلرين اضافه می شود اين خطر وجود ندارد. زمانی که پرکلرين استفاده نمی شود و يا از آب چاه به شکل مستقيم استفاده می شود و يا هم اينکه آب اين چاه نزديک فاضلاب است، خطر آلودگی آب بيشتر است. اما با توجه به هشدارهايی که در حال حاضر مرتبا داده می شود، پرکلرين آب اضافه شده و آب آشاميدنی در معرض خطر نيست.
ندا از تهران نوشته آيا جوشاندن آب، برای آشاميدن کافی است، يا حتما بايد از آب معدنی استفاده کنيم؟
هر دو را ميتوان مصرف کرد. آبی که در حدود دو سه دقيقه جوشانيده شده باشد و همچنان آب های معدنی که در ايران ارزان است، می شود از هر دو استفاده کرد. يعنی از هردو بدون احساس نگرانی می شود استفاده کرد.
مژگان ميرزاجانی از تهران برای صفحه صدای شما نوشته: من از ۲ سال پيش که به علت آلودگی آب آشاميدنی به مدت ۲ ماه با مشکل عفونت حاد معده و روده مواجه شدم، بنا به توصيه پزشک متخصص از آب معدنی به جای آب (لوله) استفاده ميکنم. اما مسئله ای که باعث نگرانی است موضوع بازيافت ظروف پلاستيکی است که ما شاهد جمع آوری ظروف پلاستيکی به بدترين شکل از لابه لای زباله ها هستيم.
آب معدنی را معمولا در ضروف سفيد رنگ و يا بی رنگ می ريزند. معمولا بازيافت مواد، وقتی که پلاستيک باشد، رنگين است. پس در بطری ها هم رنگ مشخص می شود و هم نمی توانند به شکل بی رنگ بيرون بدهند. پس مطمئن باشند که ظروف پلاستيکی که آب در آن پر شده بی خطر است.
کامبيز از تهران پرسيده می گويند يکی از راههای پيشگيری از ابتلا به وبا جوشاندن آب می باشد. آيا نوشيدن آب جوشيده(بعنوان آب آشاميدنی) در دراز مدت برای دستگاه گوارش مضرر نمی باشد؟
اصلا ضرر ندارد. آب جوشانده شده که خنک مصرف شود هيچ چيزش را از دست نمی دهد. همه املاحش سر جايش است .
سحر از بندرعباس نوشته می خواستم بدانم که آيا وارد شدن و يا خوردن احتمالی آب استخر (اگرآلوده باشد به هرطريق) به دهان و معده باعث گرفتن وبا می شوددرحاليکه به همين دليل کلر بسيار زيادی در استخر ريخته می شود.
اصولا اگر استخر آلوده باشد امکان مبتلا شدن به هر بيماری وجود دارد. حتی بيماری های خطرناک تر از وبا. بنابراين بايد از استخر هايی استفاده کرد که موارد بهداشتی را بسيار خوب رعايت می کنند. با توجه به اينکه اکثر استخرها را پر کلرين می زنند و کلر می ريزند هيچ ميکربی توش نمی ماند.
صحت آمار رسمی
محمدعلی سعيدی از تهران می گويد: به نظر من آمار واقعی ابتلا به وبا خيلی بيشتر از اين آمارهايی بايد باشد که اعلام می شود؛ چون خبر ابتلا به وبا از خيلی وقت پيش در محافل و دستگاهای دولتی کنترل کننده اين موارد به صورت خصوصی و محرمانه پخش شده بود و به دليل احتمالات وقوع عواقب اين خبر در سطح جامعه از پخش آن جلوگيری کردند و آمار را به صورت واقعی پخش نکردند.
همچنين سعيد از تهران نوشته: دو عامل نگران کننده وجود دارد يکی خود بيماری وباست اما نگران کننده تر آن است که در سال ۷۷ يازده هزار نفر مبتلا شدند و کسی به ما خبر نداد و امسال هفتاد مورد داشته ايم و به ما اعلان خطر می کنند. آيا وضعيت وخيم تر از اين گزارشهاست؟ خدا به داد ما برسد که در اين کشور موقعی خبر واقعی را دريافت ميکنيم که خود بلا بر سر ما نازل شود.
من به نظرم می رسد که مامورين وزارت بهداشت بيشتر از من و اين آقای سوال کننده نگران هستند. اين هشدارهايی را که می دهند بيشتر به اين دليل است که می خواهند مسائل بهداشتی رعايت شود. بعضی اوقات ممکن است مريضی توی روستايی باشد و ماموران بهداشت خبر نداشته باشند. اما آمارهايی که از طريق درمانگاه ها و بيمارستان ها به وزارتخانه ارجاع می شود همين است که می شنويم. يعنی در حدود يک صد و چند نفر تا امروز. بنابراين بايد اطمينان کرد. اگر هم بيايند و بگويند ارقام بيشتر از اين است، احساس ترس و وحشت ايجاد می کنند و همان سوالی می شود که شنونده اولی پرسيده بود که چرا ترس و وحشت ايجاد می کنند.
پيشگيری (واکسن، ضدعفونی...)
سهراب از قم نوشته آيا کسانی که قبلا واکسن وبا تزريق کرده اند باز هم در معرض ابتلا به بيماری قرار دارند؟
ببنيد می گويند که حتی سازمان بهداشت به واکسن وبا اعتقادی نداره. متاسيون هايی را که در ميکرب "ويبريون وبا" ايجاد ميشود، ممکن است در واکسنی که تزريق می شود، وجود نداشته باشد. ولی به هر حال اگر واکسنی را که می زنند مربوط به همان نوع وبايی باشد که در همان موقع به صورت اپيدمی است، موثر خواهد بود. ولی چون الان انواعی مختلفی از وبا وجود دارد مثل پاکستانی، عراقی و هندی، اين است که ممکن است زياد موثر واقع نشود.
مرتضی عدالتی از قم نوشته با پخته شدن مواد غذائی از جمله گوشت و مرغ و سبزيجات و ... از انتقال آن جلو گيری می شود يا خير. همچنين اگر موادی چون بادمجان با ريکا ضدعفونی شوند آيا مواد ريکا جذب مواد غذائی می شود يا خير.
اين موادی که می زنند ضد عفونی نمی کند بلکه چربی های روی سبزی را شل می کند و در نتيجه آب بعدی به راحتی ميکرب ها از سبزيجات و ميوه ها جدا می شود. مواد شوينده هم جذب مواد غذايی نمی شود چرا که هم مقدارش کم است و وقتی آب ميريزيم همه اش از بين ميرود. بنابراين جذب نمی شود .
رضا اصلاحی از خومام نوشته آيا ماهيان داخل رودخانه هم آلوده به وبا هستند؟
متاسفانه به دليل اينکه ماهی های که در حال حاضر پرورش می دهند در آب های راکد بزرگ می شوند و ميکرب اين بيماری در آب های بسته نشو و نما می کند، ماهی های اين نوع آب ها از نظر اپيدمولوژی ميتوانند انساتها را به اين بيماری آلوده کنند .
راه های انتقال بيماری وبا
آيا مسافرانی که از کشورهای خارجی به ايران مسافرت می کنند بايد نگران احتمال ابتلا به وبا باشند؟
نه اصلا ترسی وجود ندارد. صد نفر در بين هفتاد ميليون که رقمی نيست. بيماری های خطرناک تری وجود دارد مانند ايدز و هيپاتيت . فقط می خواستم توضيح بدهم که اين بيماری از راه قليان و سيگار مشترکی که باهم می کشند نيز منتقل می شود.
سپهر از تهران می پرسد باکتری وبا تا چه مدت در محيط بيرونی به حيات ادامه ميدهد. مثلا شير آبی که دهان شخصی مبتلا به وبا به آن خورده، تا چه مدت ميتواند عامل انتقال باشد؟
در محيط های آلوده و مرطوب اين ميکرب برای چند روز باقی می ماند. ولی در محيط های خشک به زودی از بين ميرود.
شهاب برادران ديلمقانی از تهران نوشته: آيا وبا از راه تماس کوتاهی مثل دست دادن و يا استشمام بازدم فرد بيمار يا لمس کردن وسايل آن فرد هم انتقال می يابد؟
از طريق هوا منتقل نمی شود ولی از طريق دست دادن با دست آلوده امکان انتقال آن وجود دارد.
درمان
جلال از اصفهان می پرسد از لحظهای که ميکروب وبا وارد بدن انسان شود تا لحظهای که مبتلا به اين بيماری شويم چه مدت زمان طول میکشد ؟
از چند ساعت تا يکی دو روز.
نسيم از تهران تا زمان دسترسی به پزشک چه واکنشی نشان دهيم؟ درمورد کودکان خردسال چه کنيم؟
بايد مقداری زياد مايعات مصرف کنيم از استفراغ نترسيم آب را با کمی نمک مخلوط کنيم و به زود ترين فرصت به پزشک مراجه کنيم.
محمدی از تهران پرسيده کسی که مبتلا می شود بايد چه کارهايی را بايد انجام داده و چه کارهايی را نبايد انجام دهد؟
کسی که مريض هست بايد از خوردن غذاهای سنگين و پرخوری جلوگيری کرد. وقتی توالت ميرويم بايدبهداشت را رعايت کنيم ، بيشتر استراحت کنيم و سريع خودمان را به پزشک برسانيم.
احمد از تهران نوشته اگر اين علايم ظاهر شد چه کنيم؟ کدام بيمارستان در تهران در اين زمينه قوی است؟
به اولين پزشک بايد مراجعه کرد. شخص خاصی نيست. البته بيمارستان های دولتی خيلی بهتر است. همه اوژانس ها آماده کمک به بيماران هستند.

صبر ميکنيم
صبر کنين !
دارم فکر ميکنم چه جوری بايد شروع کنم به نوشتن !
آها !
اينجوری شروع ميکنم !
..... صبر کنين .
آره . اينجوری شروع ميکنيم ........
صبر ميکنيم تا فرصتی به خود داده باشيم برای تجربه کردن هر آن چه که تجربه نکرده ايم .
( چند خطی از صد برگ دست نوشته هايم )
احساس
نقطه سره خط ..
قشنگ ترين لحظات عمرم تنها و تنها لحظاتی هست که ميتونم با چند قطره اشک احساس رو حس کنم 
احساس زيباست 
(برگی از دست نوشته های دامون)

شوخی
تهران . سال ۱۳۸۴
نام : دامون
جرم : قتل
حکم : قصاص
آخرين دفاعيات مجرم :
سلام . گناه من بر همگان آشکار و مبرهن است البته گناهی که با ايمان کامل دست به انجام اون زدم و به هيچ عنوان احساس پشيمانی نميکنم .
از کرده خود به هيچ عنوان پشيمان نيستم و با آغوش باز به استقبال مرگ خواهم رفت .
حرف زيادی برای گفتن نيست وقت زيادی هم برای ماندن نيست . ميتونين کارتون رو انجام بدين و حکمتون رو جاری فرمائيد ..
اما نه . صبر داشته باشين مثل اينکه قضيه جديه .
يعنی من واقعا قراره بميرم ؟
نه صبر داشته باشين .. نه ........ نهههههههههههههههههههههههههه
خدايی ای ولا به اين آدما .
آدمهايی از جنس مسخره
آدمايی از جنس مسخره .
وقتی روزنامه رو باز ميکنی و صفحه حوادث رو ميخونی حتما ميخونی که نوشته جوانی به جرم قتل به اعدام محکوم شده . يا شايدم بخونی فلان کس مثل خفاش شب (غلامرضا خوشرو) چندين انسان رو به قتل رسونده ، يا محمد بيجه بعد از تجاورز به کودکان اونا رو ميکشته و در بعضی ار اوقات اجساد اونها رو با جسد سوخته حيوونا يک جا دفن ميکرده که معلوم نشه بوی تعفن يک انسان هست .(يا به قولی شناسايی نشه)
وقتی اين مطالب رو ميخونی اولين چيزی که به ذهنت ميرسه چيه ؟
ميگی سزای اين افراد مرگه ؟ يا شايدم اصلا بی تفاوت صفحه روزنامه رو تا کنی و بذاری تو جيبت تا ببريش خونه به خانواده ات نشون بدی و خود شيرينی کنی !
جنايتکار واقعی ما هستيم نه محمد بيجه نه خفاش شب و نه هيچ کدوم از انسانهايی که قاتل شدن يا ميشن . دوران کودکی يک انسان بازتاب وسيعی در آينده و ساختار رفتاری و روانی شخص ميتونه داشته باشه ، و اين نکته ای هست که نه در خانواده نه در مدرسه بلکه در اجتماع و روابط اجتماعی شکل ميگيره در شخصيت روانی يک انسان .
شخصيت روانی
شخصيت رفتاری
اين دوتا با هم ۱۰۰٪ متفاوت هستند به عقيده من . روان يک انسان آنچنان پيچيدگی داره که به هيچ عنوان نميتوان رشته ای از رشته های در هم تنيده شده آن را جدا کرد و روی آن دست گذاشت و بحث کرد اما ميتوان کليت تثبيت شده ای از آن را مد نظر قرار داد که اون هم نوع جنجالهايی هست که فرد در خانواده و اجتماع باهاش درگير هست و همين جنجالهاست که شخصيت روانی فرد رو ميسازه .
آدمهايی که بزرگترين ديکتاتورها و خونريزهای تاريخ شناخته شدن که چه بسا اونها هم همانند ما نيز انسان بوده اند آيا از بدو تولد خونريز و ديکتاتور بوده اند ؟
نه ! به عقيده من اونها آيينه ای از کليت جامعه و محيطی بوده اند که در آن رشد کردند ، اونها بازتاب شايد ها و بايدهای نادرست جامعه ای بوده اند که در آن رشد کرده اند . و اين جامعه متشکل از چيست ؟ متشکل از من و تو و ما .
پس اين ما هستيم جنايتکاران اصلی .
Send all
ول کن آقا جون ، بی کاری ميری سراغ عشق و عاشقی ؟
اومده ميگه تو از دنيا چی ميخوای؟!
به کسی چه مربوطه که بنده از دنيا چی ميخوام !؟
فعلا بايد پرسيد که دنيا از من چی ميخواد ؟
(خلاصه و مفيد در همين چند خط)
(Send All)
اولين آلبوم من
به عنوان يک تجربه .
اولين آلبوم من به سبک رپ به زودی از طريق سايتم که اونم به زودی راه اندازی ميشه در اختيار همه اونايی که رپ باز هستند قرار خواهد گرفت .
توضيحات بيشتر بمونه برای زمانی که همه چيز آماده شد .

آزادی
يه عده ميگن امسال ايران آزاد ميشه !
يه عده ديگه ميگن اين آخوندا حالا حالاها هستن !
يه عده ديگه ميگن : ای بابا چه فرقی به حال ما ميکنه ؟
يه عده ديگه ميگن : هر کس اومد سال ۵۷ فرياد زد مرگ بر شاه حالا خودش بياد درستش کنه .
شما چی ميگين ؟
شما هم ميگين امسال ايران آزاد ميشه ؟ يا اينکه نميشه ؟!
اما من ميگم ما يا بهتر بگم ملت ما شايستگی بيشتر از رژيم آخوندی رو ندارن .
چرا ؟
برای اينکه ملت ما هنوز بعد از ۲۶ سال تحمل اين همه مصيبت و بدبختی هنوز نفهميدند که بزرگترين دشمن يک ملت تبليغاتيست که از خارج از سرزمين مثل يک خون کثيف به داخل سرزمين تزريق ميشه .
مراقب باشيد .
به راستی اکثزيت جوانان سرزمينمان و به خصوص پايتختمان تهران چه تعريفی از آزادی دارند ؟
آزادی را در چه ميبينند ؟
اشتباه نکنيم.
همه آزادی را آنجور نميبينند که باطبی ها ديدند .
به عقيده من ملت ما در مرحله اول بايد تکليف خودش را با خودش ابتدا روشن کرده و در مرحله بعد به فکر روشن کردن وضعيت مملکت باشد .
مرگ
ذهنت را تاريکی فرا گرفته است ، ظلمت به تو اجازه ديدن نميدهد . روشنائی را نميشناسی ، نور برای تو گمانه است که با منشوری سياه به آن مينگری . تظاهر چيزی است که به آن عشق ميورزی و با آن زندگی ميکنی . چشمهايت را ميبندی و تمام لذتها و خوشی های فانی دنيوی را برای خويش در خيالت مجسم ميسازی . در اعماق ذهن تک بعدی خود به کاووش میپردازی تا وسيله ای بيابی که تو را به منزلگاه خيالها رهنمون گردد .

از کتاب « مرگ/اشعارچاک شلداينر
بازگشت به پرشين بلاگ
سلام به دوستان.
برای زياده گويی نيومدم فقط اومدم که بگم من از اين به بعد هر چند روز يکبار مثل گذشته ها وبلاگم رو به روز خواهم کرد . شما هم مثل گذشته ها با ما باشيد
تمام دوستانی که قديم با من از طريق وبلاگ در ارتباط بودن رو لينکاشون رو بدون کم و کاستی گذاشتم روی صفحه ، بدون چشمداشتی برای لينک دادن به من البته 
و اينکه به لينکای من دو لينک جديد هم اضافه شده که يکی متعلق به دوست عزيزم آقای (جواد در به در) و ديگری مربوط به عبور از فيلترينگ جمهوری اسلامی هست .
حتما به اين دو لينک جديد سری بزنيد .
و اما دوستانی که از همينک مخاطب اين وبلاگ شده اند بايد عرض کنم که برای مطالعه مطالب گذشته من اگر مايل بوديد ميتونين از قسمت (دست نوشته های قديم) وارد آرشيو شده و بر مبنای روز ، ماه و سال وارد آرشيو مورد نظرشون بشن.
سال نوی ميلادی رو به همه تبريک ميگم خصوصا دوستان عزيز مسيحی .
سالی پر از موفقيت رو برای شما آرزو دارم . 
با احترام . (دامون)
Merry Christmas
سال نوی ميلادی مبارک باد ...
Merry Christmas

عشق واقعی
چند خطی برای کسانی که میگویند ما عاشق هستیم . عشق مادی روزی از بین خواهد رفت . اگر به خود میگویید عاشق بدون تردید به مغز خود شک کنید ، چرا که انسانها به تبعیت از جسم فانی خود و قبول این حقیقت که روزی میباید رفت هیچ گاه نمیتوانند عاشق باشند . بدون شک باید گفت عشق برای انسانها تنها هوس است . عطش عشق زمینی ها لحظه ای شعله ور شده و لحظاتی بعد همانند خاکستری همه چیز را در خود دفن میکند . بیائید بین هوس و عادت و در مقابل آن عشق فرقی بگذاریم . بیائید به بهانه عاشق بودن عشق را به لجنزاری به نام هوس نکشانیم و نام عشق را آلوده امیال و خواسته های شهوانی خود نکنیم. عشق واقعی را تنها میتوان در ذات نورانی آفریدگار جهانیان جستجو کرد که در آن وقت میتوانید بگوئید عاشق هستید زیرا در آن صورت هیچ گاه هوس را به جای عشق اشتباه نخواهید گرفت چون معنای عاشق بودن و عشق را یافته اید . به جرات میتوانم بگویم عشق واقعی در بین انسانها مرده است . انسانهایی که به حرمت زائیده شدن خود حتا لحظه ای را برای خلوت با خدایشان نمیگذارند و فراموش کرده اند که با عشق آفریده و زائیده شده اند . انسانهایی که به ترتیب الفبا هم که شده قدر خود را نمیدانند ، چطور و با چه پشتوانه ای به خود میگویند عاشق ؟ هر ان زمان که توانستیم عاشق خدایمان باشیم و حضور نورانی او را در دلهایمان حس کنیم قطعا میتوانیم نسبت به بنده های خدا هم که جز ما نیستند عشق بورزیم و عاشق باشیم . (برگی از دست نوشته های دامون)
تنهايی
به جرات ميگم آدمی هستم که اصلا به خودم توجه نميکنم . همه چيز رو از نگاه آدمای اطرافم ميبينم . تو فکر اونا ميرم گاهی اوقات و سعی ميکنم به خودم تلقين کنم من دامون نيستم ، من انسانی هستم که با ديگر انسانها در خيلی از تفکرات و تصميم گيريها شريک و سهيم هستم . زمانی که سعی مکينم از نگاه آدمای اطرافم به خودم نگاه کنم تازه ميفهمم چه قدر تنهام . آدما همه تنهان با دنيای درونشون ، و با همين تنهايی هم خواهند مرد .
سلام .
بارها گفتم من تا نوشتنم نياد نميتونم بنويسم . دوست ندارم فقط بيام يه سری چرت و پرت بنويسم بعدشم برم جاز بزنم آهای وبلاگ من به روز شد ! من يا نمينويسم يا اگه بخوام بنويسم خوب بياد از عهدش بر بيام ..
پس لطفا نپرسين که دامون چرا نمينويسی ؟!
اونايی که دوست دارن هر چند وقت يکبار بيان يه سری بزنن . اگه به روز بود که چه خوب ولی اگه به روز هم نبود چيزی رو از دست ندادين ..
موفق باشين و بای .
